دلایل کم بودن فروش سایت چیست؟ ۲۱ علت و راه تشخیص مشکل
چرا سایت فروش کمی دارد؟ دلایل کاهش فروش از ترافیک و قیمت تا UX، اعتماد، Checkout و تبلیغات را بررسی کنید و نقطه ریزش را پیدا کنید.
· ۱۴ دقیقه مطالعه
مازیار شمسکارشناس سئو
کم بودن فروش سایت همیشه به معنی کم بودن بازدید نیست. ممکن است سایت ترافیک مناسبی داشته باشد اما کاربران نامرتبط وارد آن شوند، پیشنهاد محصول برایشان جذاب نباشد، اعتماد کافی ایجاد نشود یا در مسیر خرید با اصطکاک مواجه شوند. بنابراین برای پیدا کردن علت کاهش یا پایین بودن فروش باید کل مسیر جذب کاربر ← بررسی محصول ← تصمیم خرید ← پرداخت ← خرید مجدد بررسی شود.
بهجای اینکه بلافاصله تبلیغات را افزایش دهید یا سایت را دوباره طراحی کنید، ابتدا مشخص کنید مشکل در کدام مرحله قرار دارد. افزایش ترافیک زمانی مفید است که سایت بتواند آن ترافیک را به مشتری تبدیل کند.
مهمترین دلایل فروش کم سایت در یک نگاه
فروش پایین سایت معمولا از یکی یا ترکیبی از این عوامل ناشی میشود:
- ترافیک کم یا نامرتبط
- پیشنهاد ارزش نامشخص
- قیمت یا شرایط خرید نامتناسب
- اعتماد پایین کاربران
- صفحه محصول یا خدمات ضعیف
- تجربه کاربری پیچیده
- مشکلات موبایل
- سرعت پایین سایت
- فرایند Checkout طولانی
- هزینههای غیرمنتظره هنگام خرید
- CTA نامشخص
- کیفیت پایین Leadها
- ضعف در Retargeting و Follow-up
- مشکلات فنی Analytics یا Conversion Tracking
نکته مهم این است که هرکدام از این مشکلات راهحل متفاوتی دارند. اگر علت اصلی مشخص نشود، ممکن است بودجه روی بخشی مصرف شود که اساسا مشکل سایت نیست.
۱. بازدید سایت کم است
اولین احتمال این است که تعداد کاربران بالقوهای که وارد سایت میشوند برای ایجاد فروش کافی نباشد. اگر سایت تعداد بسیار کمی بازدید مرتبط دریافت کند، حتی Conversion Rate مناسب نیز ممکن است فروش قابل توجهی ایجاد نکند. در این شرایط باید بررسی شود کاربران چگونه قرار است سایت را پیدا کنند SEO، Google Ads، Social Media، Email Marketing، Referral یا Direct Traffic؟
برای مثال اگر فروشگاه فقط به انتشار پست در شبکههای اجتماعی وابسته باشد اما هیچ استراتژی برای جذب کاربران دارای قصد خرید نداشته باشد، جریان ورودی قابل پیشبینی ایجاد نمیشود. با این حال نباید قبل از بررسی Conversion فقط روی افزایش Traffic تمرکز کرد. سایتی که مشکل تبدیل دارد، با افزایش تبلیغات فقط تعداد بیشتری کاربر را وارد یک مسیر ضعیف میکند.
۲. بازدید دارید، اما کاربران مناسب وارد سایت نمیشوند
تمام Traffic ارزش یکسانی ندارد. فرض کنید فروشگاه شما محصولی تخصصی و نسبتا گران میفروشد، اما بخش عمده کاربران از محتوایی وارد سایت میشوند که بیشتر مخاطبان تحقیقاتی یا دانشجویان را جذب میکند. ممکن است تعداد Session ها بالا باشد، اما Intent کاربران با خرید هماهنگ نباشد.
برای تشخیص این مشکل، فقط Total Traffic را بررسی نکنید. به این موارد توجه کنید:
- کاربران از چه Sourceهایی وارد میشوند؟
- روی چه Queryهایی سایت دیده میشود؟
- کدام Landing Pageها بیشترین ورودی دارند؟
- کاربران ورودی هر کانال چه اقداماتی انجام میدهند؟
- کدام Source واقعا خرید یا Lead ایجاد میکند؟
ترافیک کمتر اما مرتبطتر میتواند ارزش بیشتری از حجم بالای بازدید نامرتبط داشته باشد.
تعداد بازدید را بهتنهایی معیار موفقیت ندانید. افزایش Traffic زمانی ارزشمند است که بخشی از آن به رفتارهای تجاری موردنظر منجر شود.
۳. کاربر سریع متوجه نمیشود چه چیزی میفروشید
یکی از مشکلات رایج سایتهای تجاری، Value Proposition مبهم است. کاربر وارد صفحه اصلی یا Landing Page میشود اما برای فهمیدن اینکه محصول چیست، برای چه کسی مناسب است و چه مزیتی دارد باید چندین بخش را مطالعه کند.
پیام اصلی صفحه باید خیلی سریع به سه سوال پاسخ دهد:
- چه چیزی ارائه میکنید؟
- برای چه کسی است؟
- چرا باید بررسی شود؟
جملههایی مانند «تجربهای متفاوت برای آیندهای بهتر» ممکن است از نظر Branding جذاب باشند اما بهتنهایی اطلاعات کافی برای تصمیم خرید ارائه نمیکنند. در صفحات تجاری، وضوح معمولا مهمتر از Copywriting تمیز است.
۴. محصول مناسب است، اما پیشنهاد خرید جذاب نیست
گاهی مشکل خود محصول نیست؛ Offer ضعیف است. پیشنهاد فقط قیمت محصول نیست. مجموعه شرایطی است که مشتری هنگام تصمیمگیری میبیند:
- قیمت
- نحوه ارسال
- زمان تحویل
- ضمانت
- شرایط بازگشت
- خدمات پس از فروش
- نحوه پرداخت
- مزیت رقابتی
اگر کاربر محصول مشابهی را با شرایط واضحتر یا مناسبتر در سایت دیگری پیدا کند، طراحی زیبای سایت بهتنهایی مانع خروج او نمیشود. بنابراین هنگام تحلیل فروش، باید خود پیشنهاد تجاری نیز بررسی شود، نه فقط UX سایت.
قبل از کاهش قیمت، کل Offer را بررسی کنید. گاهی شفافتر کردن شرایط فروش میتواند ارزش پیشنهادی را تقویت کند، بدون اینکه لازم باشد قیمت محصول کاهش پیدا کند.
۵. قیمت با انتظار یا ارزش ادراکشده مشتری هماهنگ نیست
پایین بودن فروش همیشه به این معنی نیست که قیمت «زیاد» است. ممکن است کاربر ارزش کافی برای آن قیمت درک نکند. فرض کنید دو فروشگاه یک محصول با قیمت مشابه میفروشند. یکی تصاویر باکیفیت، مشخصات دقیق، شرایط ارسال شفاف، ضمانت و پاسخ به سوالات رایج دارد. دیگری فقط یک تصویر و چند خط توضیح نمایش میدهد.
قیمت برابر است، اما Perceived Value یکسان نیست. قبل از کاهش قیمت بررسی کنید آیا سایت به اندازه کافی دلیل برای خرید ارائه میدهد یا خیر. تخفیف دادن بدون شناخت این مسئله ممکن است سود را کاهش دهد، بدون اینکه مشکل Conversion برطرف شود.
۶. صفحه محصول اطلاعات کافی برای تصمیمگیری ندارد
صفحه محصول باید بخشی از نقش فروشنده را انجام دهد. کاربر در خرید آنلاین نمیتواند محصول را لمس کند یا همان لحظه تمام سوالات خود را از فروشنده بپرسد. صفحه باید بخش مهمی از این ابهام را کاهش دهد. بسته به نوع محصول، کاربر ممکن است به این اطلاعات نیاز داشته باشد:
- تصاویر مناسب
- مشخصات دقیق
- اندازه یا ابعاد
- کاربرد محصول
- تفاوت مدلها
- شرایط ارسال
- ضمانت
- موجودی
- گزینههای انتخاب
- سوالات متداول
یک توضیح طولانی الزاما صفحه محصول بهتری نمیسازد. اطلاعات باید دقیقا ابهامهای قبل از خرید را پاسخ دهند.
۷. تصاویر محصول اعتماد ایجاد نمیکنند
در فروش آنلاین، تصویر یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی کاربر است. اگر تصاویر تار، تکراری، غیرواقعی یا بیش از حد تبلیغاتی باشند، ممکن است مشتری در مورد کیفیت یا اصالت محصول تردید کند. برای بسیاری از محصولات بهتر است تصاویر از چند زاویه، جزئیات مهم و مقیاس واقعی محصول را نشان دهند.
در بعضی دستهها نمایش محصول در Context نیز مفید است؛ مثلا مبلمان داخل فضای واقعی یا لباس روی مدل. هدف تصویر فقط زیبایی صفحه نیست؛ باید ریسک ادراکشده خرید را کاهش دهد.
۸. سایت اعتماد کافی ایجاد نمیکند
حتی اگر کاربر محصول را بخواهد، ممکن است درباره خود فروشگاه مطمئن نباشد. اعتماد میتواند تحت تاثیر جزئیات زیادی قرار بگیرد:
- اطلاعات تماس مبهم
- نبود اطلاعات کافی درباره شرکت
- خطاهای ظاهری سایت
- تصاویر غیرحرفهای
- شرایط مرجوعی نامشخص
- نبود اطلاعات ارسال
- فرمهای غیرعادی
- Broken Linkها
- پرداخت نامطمئن
- ادعاهای اغراقآمیز
شفافیت درباره کسبوکار، محصول، شرایط خرید و فرایند بعد از پرداخت معمولا تاثیر زیادی دارد.
۹. کاربران نمیدانند قدم بعدی چیست
CTA باید واضح باشد. در صفحه فروش محصول، معمولا اقدام اصلی باید خرید یا افزودن محصول به سبد باشد. در سایت خدماتی ممکن است CTA درخواست مشاوره یا دریافت قیمت باشد. اگر صفحه همزمان تعداد زیادی اقدام با اهمیت برابر داشته باشد، مسیر تصمیمگیری نامشخص میشود.
گزینههایی مانند «مشاهده بیشتر»، «اطلاعات بیشتر»، «با ما آشنا شوید» و «مطالعه مقاله» از این دسته موارد هستند. اگر همه این موارد کنار CTA خرید قرار بگیرند، ممکن است هدف اصلی صفحه ضعیف شود. هر صفحه مهم باید یک Primary Conversion Goal داشته باشد.
۱۰. تجربه خرید روی موبایل ضعیف است
ممکن است سایت روی Desktop عالی باشد اما بخش زیادی از مشتریان از موبایل وارد شوند. مشکلات رایج موبایل عبارتاند از:
- Button های کوچک
- متن سختخوان
- Pop Up های بزرگ
- منوی پیچیده
- فیلتر دشوار
- فرمهای طولانی
- تصاویر نامتناسب
- CTA خارج از دید
- صفحه تسویه حساب نامناسب
برای تحلیل فروش سایت، عملکرد Desktop و Mobile را جداگانه بررسی کنید. اگر Conversion Rate موبایل به شکل محسوسی با Desktop تفاوت دارد، باید Journey موبایل بهصورت مستقل بررسی شود.
۱۱. سرعت پایین باعث ریزش کاربران میشود
کاربر برای خرید باید چندین صفحه را مشاهده کند؛ بنابراین مشکلات Performance فقط صفحه اصلی را تحت تاثیر قرار نمیدهند.صفحه دستهبندی، محصول، سبد خرید و پرداخت همگی اهمیت دارند. تصاویر بسیار بزرگ، Script های زیاد، Plugin های غیرضروری و پیادهسازی فنی نامناسب میتوانند زمان Load یا Responsiveness را افزایش دهند.
در این شرایط صرفا امتیاز یک ابزار Performance کافی نیست. باید تجربه واقعی صفحات مهم و مشکلات فنی آنها بررسی شود. سریع بودن سایت باید بخشی از تجربه خرید باشد، نه پروژهای جداگانه بعد از طراحی.
مقالهٔ چرا کاربران بعضی سایتها را سریع ترک میکنند موانع ادامهٔ مسیر کاربر را با جزئیات بررسی میکند.
۱۲. جستوجو و فیلتر محصول ضعیف است
این مشکل برای فروشگاههایی با تعداد محصول زیاد اهمیت بیشتری دارد. کاربری که دقیقا میداند چه میخواهد نباید مجبور باشد دهها صفحه محصول را بررسی کند. Filterها باید بر اساس معیارهایی طراحی شوند که واقعا در انتخاب مشتری نقش دارند.
برای مثال، در یک فروشگاه Laptop ممکن است Price، Brand، Screen Size، RAM و Processor مهم باشند؛ اما اضافه کردن فیلترهای غیرکاربردی فقط رابط را پیچیدهتر میکند. Search داخلی نیز باید Queryهای واقعی کاربران را تا حد ممکن مدیریت کند. اگر کاربر محصول را پیدا نکند، فرصت فروش قبل از ورود به صفحه محصول از دست میرود.
۱۳. فرایند Checkout بیش از حد طولانی است
رسیدن کاربر به صفحه تسویه حساب به معنی قطعی شدن خرید نیست. هر سوال، فرم یا مرحله اضافی میتواند اصطکاک ایجاد کند. از خودتان بپرسید آیا واقعا برای تکمیل این سفارش به تمام اطلاعاتی که از مشتری میخواهیم نیاز داریم؟
ایجاد اجباری حساب کاربری، فرم طولانی، مراحل متعدد یا خطاهای نامفهوم میتوانند تجربه پرداخت را دشوار کنند. فرایند تسویه حساب باید به اندازهای اطلاعات دریافت کند که برای تکمیل صحیح سفارش لازم است، نه بیشتر.
ریزش در تسوه حساب را با حدس تحلیل نکنید. اگر کاربران تا سبد خرید یا مرحله پرداخت پیش میروند اما خرید را کامل نمیکنند، ابتدا مشخص کنید ریزش دقیقا در کدام مرحله اتفاق میافتد. خطای درگاه، هزینه ارسال، اجبار به ثبتنام، فرم طولانی یا ابهام در مراحل پرداخت هرکدام راهحل متفاوتی دارند.
۱۴. هزینه نهایی خرید دیر به کاربر اعلام میشود
یکی از موقعیتهای نامطلوب زمانی است که مشتری محصول را انتخاب میکند اما در آخرین مرحله با هزینهای مواجه میشود که قبلا انتظار آن را نداشته است. برای مثال:
- هزینه ارسال
- مالیات
- هزینه خدمات
- حداقل سفارش
- محدودیت منطقه ارسال
هرچه اطلاعات مهم خرید دیرتر نمایش داده شوند، احتمال ایجاد احساس عدم شفافیت بیشتر میشود. اگر هزینهای اجتنابناپذیر است، بهتر است کاربر در زمان مناسب از وجود آن مطلع شود.
۱۵. روش پرداخت برای مشتری مناسب نیست
گاهی کاربر آماده خرید است اما گزینه پرداخت مورد نیاز خود را پیدا نمیکند. روش پرداخت مناسب به بازار، نوع محصول و رفتار مشتریان بستگی دارد. در بعضی کسبوکارها ممکن است پرداخت آنلاین کافی باشد؛ در برخی دیگر روشهای متفاوتی موردنیاز باشند.
همچنین خطاهای Payment Gateway باید بهصورت جداگانه بررسی شوند. اگر تعداد زیادی کاربر وارد مرحله پرداخت میشوند اما سفارش تکمیل نمیشود، مشکل ممکن است از Product Page یا Advertising نباشد؛ باید Payment Funnel بررسی شود.
۱۶. کاربران Cart را رها میکنند و Follow-up وجود ندارد
همه افرادی که خرید را نیمهکاره رها میکنند برای همیشه از دست نرفتهاند. برخی هنوز تصمیم نگرفتهاند، قیمت را مقایسه میکنند یا هنگام خرید با وقفه مواجه شدهاند. اگر کسبوکار امکان شناسایی قانونی و مناسب این کاربران را دارد، میتوان بر اساس شرایط از ابزارهایی مانند:
- Remarketing
- Email Follow-up
- Cart Reminder
- CRM Automation
استفاده کرد.
اما هدف Follow-up نباید ارسال مکرر پیام باشد. باید به کاربر کمک کند خرید نیمهکاره خود را ادامه دهد یا ابهام باقیمانده را رفع کند.
۱۷. تبلیغات وعدهای میدهد که Landing Page ادامه نمیدهد
یکی از دلایل فروش پایین در Paid Media، ناهماهنگی Ad Message و Landing Page است. فرض کنید در تبلیغ درباره «ارسال سریع» صحبت شده اما کاربر بعد از ورود به صفحه هیچ اطلاعاتی درباره زمان ارسال نمیبیند. یا تبلیغ روی یک دسته محصول تمرکز دارد اما کاربر وارد Homepage عمومی میشود.
صفحه فرود باید ادامه طبیعی پیام تبلیغ باشد. هرچه فاصله میان وعده تبلیغ و محتوای صفحه بیشتر باشد، کاربر باید تلاش بیشتری برای پیدا کردن چیزی که روی آن کلیک کرده انجام دهد.
۱۸. روی جذب مشتری تمرکز کردهاید، اما خرید مجدد را فراموش کردهاید
فروش سایت فقط از New Customer ایجاد نمیشود. در بسیاری از مدلهای کسبوکار، Retention و Repeat Purchase اهمیت زیادی دارند. اگر محصول قابلیت خرید مجدد دارد، باید بررسی شود بعد از اولین سفارش چه اتفاقی میافتد.
برای مثال:
- آیا تجربه تحویل مناسب است؟
- آیا مشتری میتواند سفارش قبلی خود را راحت پیدا کند؟
- آیا ارتباط بعد از خرید وجود دارد؟
- آیا پیشنهادهای مرتبط منطقی هستند؟
اگر تمام بودجه بازاریابی صرف Acquisition شود و هیچ برنامهای برای مشتریان قبلی وجود نداشته باشد، کسبوکار ممکن است دائما مجبور باشد برای هر فروش دوباره هزینه جذب پرداخت کند.
۱۹. تخفیف زیاد میتواند بهجای حل مشکل، آن را پنهان کند
یکی از اولین واکنشها به فروش کم، ارائه تخفیف است. گاهی تخفیف میتواند بهعنوان بخشی از Promotion مفید باشد، اما اگر مشکل اصلی اعتماد، UX، کیفیت Traffic یا ضعف Product-Market Fit باشد، کاهش قیمت مشکل پایه را حل نمیکند.
حتی ممکن است کسبوکار به شرایطی برسد که مشتری فقط هنگام Discount خرید کند. قبل از تخفیف مشخص کنید کاربر چرا در قیمت فعلی خرید نمیکند؟ اگر پاسخ مشخص نیست، بهتر است علت ابتدا با داده بررسی شود.
تخفیف را جایگزین تشخیص مشکل نکنید. اگر علت فروش پایین کیفیت Traffic، ضعف اعتماد، مشکل UX یا نامتناسب بودن Offer باشد، کاهش قیمت لزوما Conversion را بهبود نمیدهد.
۲۰. محصول یا بازار مشکل دارد، نه سایت
بعضی اوقات تیم بازاریابی مدت زیادی UI، تبلیغات و CTA را تغییر میدهد در حالی که مشکل اصلی جای دیگری است. ممکن است تقاضای کافی وجود نداشته باشد، محصول مزیت مشخصی نسبت به رقبا نداشته باشد، قیمتگذاری با بازار هماهنگ نباشد، موجودی محصولات نامناسب باشد یا شرایط تحویل رقابتی نباشد.
CRO نمیتواند هر مشکل تجاری را حل کند. اگر کاربران وارد سایت میشوند، صفحات را بررسی میکنند و پیشنهاد را درک میکنند اما همچنان علاقهای نشان نمیدهند، باید Offer و Product-Market Fit نیز بررسی شوند.
۲۱. نمیدانید کاربران دقیقا در کجا ریزش میکنند
یکی از مهمترین مشکلات، نبود Measurement مناسب است. فقط مشاهده تعداد فروش برای عیبیابی کافی نیست.
برای یک فروشگاه، قیف میتواند به شکل زیر بررسی شود:
Product View → Add to Cart → Begin Checkout → Payment → Purchase
اگر ریزش اصلی بین Product View و Add to Cart باشد، احتمالا باید Product Page، Price، Offer یا Traffic بررسی شوند. اگر Add to Cart مناسب است اما کاربران Checkout را شروع نمیکنند، Cart و شرایط خرید اهمیت بیشتری دارند. اگر کاربران به Payment میرسند ولی Purchase ثبت نمیشود، باید پرداخت و خطاهای فنی بررسی شوند.
از کجا بفهمیم مشکل فروش سایت دقیقا چیست؟
برای عیبیابی بهتر است سایت را در چهار لایه بررسی کنید.
- لایه اول Acquisition: بررسی کنید آیا تعداد کافی از کاربران مناسب وارد سایت میشوند. معیارها میتوانند شامل Source، Campaign، Query و Landing Page باشند.
- لایه دوم Product & Offer: بررسی کنید آیا پیشنهاد، قیمت، شرایط و محصول برای کاربران هدف جذاب هستند.
- لایه سوم Experience: بررسی کنید آیا کاربران بدون مشکل میتوانند محصول پیدا کنند، اطلاعات را بفهمند و فرایند خرید را تکمیل کنند.
- لایه چهارم Measurement: مطمئن شوید ابزار Analytics و Conversion Tracking واقعا اتفاقات سایت را درست ثبت میکنند. اگر Tracking خراب باشد، ممکن است درباره مشکلی تصمیم بگیرید که در واقع وجود ندارد یا اندازه آن متفاوت است.
چرا افزایش تبلیغات همیشه فروش را بیشتر نمیکند؟
فرض کنیم یک فروشگاه روزانه کاربران زیادی از تبلیغات دریافت میکند اما فروش آن پایین است.در یک سناریوی فرضی، بررسی قیف فروش نشان میدهد تعداد زیادی از کاربران وارد صفحات محصول میشوند و حتی Add to Cart انجام میدهند؛ اما بخش زیادی قبل از تکمیل تسویه حساب خارج میشوند.
در این وضعیت افزایش بودجه تبلیغات احتمالا اولین اقدام منطقی نیست. ابتدا باید مشخص شود چرا کاربران بعد از سبد خرید ادامه نمیدهند. شاید هزینه ارسال دیر اعلام میشود، فرم تسویه حساب طولانی است یا درگاه پرداخت مشکل دارد. پس از اصلاح این مرحله، افزایش Traffic میتواند معنی بیشتری پیدا کند.
برای افزایش فروش سایت از چه چیزی شروع کنیم؟
بهجای تغییر همزمان تمام بخشهای سایت، نقاط ریزش را اولویتبندی کنید. یک مسیر عملی میتواند این باشد:
- ۱صحت Conversion Tracking را بررسی کنید.
- ۲Funnel اصلی خرید را مشخص کنید.
- ۳بیشترین نقطه Drop-off را پیدا کنید.
- ۴Traffic همان مرحله را بر اساس Device و Source تفکیک کنید.
- ۵علتهای احتمالی را با رفتار کاربران و اطلاعات واقعی بررسی کنید.
- ۶مهمترین Hypothesis را انتخاب کنید.
- ۷تغییر مشخصی ایجاد کنید.
- ۸نتیجه را اندازهگیری کنید.
این روش بهتر از آن است که همزمان Homepage، تبلیغات، قیمت، Checkout و تصاویر تغییر کنند؛ زیرا در آن صورت مشخص نخواهد شد چه تغییری واقعا موثر بوده است.
هر بار فقط یک نقطه اصلی قیف فروش را بهینه کنید. اگر Homepage، تبلیغات، قیمت، صفحه محصول و Checkout را همزمان تغییر دهید، تشخیص اینکه کدام تغییر باعث بهبود یا افت فروش شده دشوار میشود.
فروش کم سایت را به یک مسئله قابل اندازهگیری تبدیل کنید
وقتی فروش پایین است، اولین اقدام نباید «طراحی مجدد سایت» یا «افزایش تبلیغات» باشد. ابتدا مشخص کنید کاربران تا کجای مسیر خرید پیش میروند. اگر ورودی کم است، روی Acquisition تمرکز کنید. اگر ترافیک نامرتبط است، Targeting و Search Intent را اصلاح کنید. اگر کاربران محصول را بررسی میکنند اما خرید نمیکنند، Offer، اعتماد و Product Page را بررسی کنید. اگر خرید در مراحل پایانی رها میشود، Checkout و Payment مهمتر هستند.
هدف این است که بهجای پرسیدن «چرا سایت فروش ندارد؟» بتوانید سوال دقیقتری مطرح کنید: «کاربر در کدام مرحله از مسیر خرید متوقف میشود و چه مانعی او را از مرحله بعدی بازمیدارد؟» پاسخ به همین سوال معمولا نقطه شروع بهتری برای افزایش فروش است.
اگر سایت بازدید دارد اما خرید انجام نمیشود، مقالهٔ دلایل فروش پایین سایت با وجود ترافیک بالا به تشخیص مرحلهٔ ریزش کمک میکند.
برای شناخت نقش تجربهٔ کاربری در خرید، راهنمای UX چیست را بخوانید.
اگر برای ساختار صفحات و مسیر اقدام کاربر به اجرای تخصصی نیاز دارید، خدمات طراحی سایت آوانا را بررسی کنید.
سوالات متداول درباره کم بودن فروش سایت
سؤالهای متداول
آیا افزایش بازدید سایت حتما باعث افزایش فروش میشود؟
خیر. اگر کاربران نامرتبط باشند یا Conversion Funnel مشکل داشته باشد، افزایش Traffic ممکن است فقط هزینه جذب را بیشتر کند. کیفیت ورودی و توانایی سایت در تبدیل کاربران اهمیت زیادی دارند.
Conversion Rate پایین همیشه مشکل طراحی سایت است؟
خیر. قیمت، Offer، کیفیت Traffic، محصول، شرایط ارسال و عوامل دیگری نیز میتوانند روی Conversion اثر بگذارند. طراحی فقط یکی از بخشهای سیستم فروش است.
برای افزایش فروش ابتدا سایت را بازطراحی کنیم یا تبلیغات را بیشتر کنیم؟
قبل از هر دو اقدام باید قیف فروش بررسی شود. اگر مشکل اصلی Traffic باشد، Acquisition اهمیت بیشتری دارد؛ اگر کاربران وارد سایت میشوند اما در مرحله مشخصی ریزش دارند، ابتدا همان مرحله باید بررسی شود.
چرا کاربران محصول را به سبد اضافه میکنند ولی خرید نمیکنند؟
علت میتواند هزینههای غیرمنتظره، Checkout پیچیده، اجبار به ثبتنام، محدودیت ارسال، مشکل پرداخت یا تغییر تصمیم کاربر باشد. داده Funnel و بررسی رفتار کاربران برای تشخیص علت ضروری است.
مهمترین شاخص برای بررسی فروش سایت چیست؟
یک KPI واحد برای همه سایتها وجود ندارد. Conversion Rate مهم است، اما باید در کنار Traffic Quality، مراحل Funnel، Revenue، Device، Source و در صورت ارتباط Repeat Purchase بررسی شود.
خدمت مرتبط
طراحی سایت
اگه میخوای این کار رو با تیمی پیش ببری که هر ماه گزارش دقیق میده، صفحهی این خدمت رو ببین.
مشاهدهی خدمت


